X
تبلیغات
رایتل

وبلاگ‌نویسی به سبکِ حرفه‌ای‌ها؛ از مثلث وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای تا اعتیاد مخاطبین

پنج‌شنبه 13 آذر 1393 ساعت 20:44

مهران قندی: مدتی است وبلاگ نویسی را در کنار مسعود شیبانی و در وبلاگِ کوچه‌ها آغاز کرده‌ام. راستش این مدت سراسر یادگیری بود؛ چیزهای زیادی یادگرفتم و یاد خواهم گرفت که شرحِ قسمتی از آن‌ها را در زیر و اندوخته‌های جدیدم را هم در آینده خواهید خواند. 

 

 

مسعود شیبانی به گفته خودش در کوچه‌ها، در حالِ تجربه نخستین لذتِ وبلاگ نویسی حرفه‌ای است. البته مسلما نه نثر و نه فعالیت‌های پشت صحنهِ او، و نه نظمش، هیچ کدام نشان نمی‌دهند که او یک تازه‌‌کار و ناوارد است. و اکنون قرار است آموخته‌هایم از همنیشینی با او را برایتان در چند مورد شرح دهم. مواردی که همه در کنار هم، کوچه‌ها را پس از چهار ماه، به وبلاگی با مخاطبینی دائمی و فعال تبدیل کرده که در بحث‌ها شرکت می‌کنند و ورودشان هم در طی روز چندین بار است! 


مخاطب را معتاد کنید! 


  1. روزانه نویسی؛ یک بار در یکی از گفتگوهایم با مسعود شیبانی، به من گفت؛ «رازِ موفقیت در وبلاگ نویسی و جذبِ مخاطبِ دائمی، روزانه نویسی است.» شما باید روزانه بنویسید و بگذارید از الآن خیالتان را راحت کنم، نمی‌توانید، وبلاگ نویسی نکنید. حداقل تجربه کافه تاریخ به من ثابت کرد نیاز به روزانه نویسی حس می‌شود، از سوی شما و خواننده‌هایتان. [شاید نخست خیلی نیازی نباشد اما برای موفقیت، پس از مدتی نیازِ نوشتنِ روزانه حس می‌شود.] اما اگر می‌دانید که وبلاگ نویسی برایتان اهمیت دارد و این توانایی را هم در خود می‌بینید که هر روز بنویسد، خب این یک خبرِ خوب برای شماست؛ روزانه نویسی تاثیرِ بسزایی در پدیده‌ای دارد که اسمش را می‌شود، «معتاد کردن مخاطب» گذاشت، به ورودِ هر روزه!
  2. منظم بنویسید؛ وقتی قرار شد، هر روز بنویسید حالا باید زمانی در طولِ روز که فکر می‌کنید فرصت می‌کنید پست را در آن زمان منتشر کنید، مشخص کنید تا مخاطب را بیشتر «معتاد» کنید. مسئله اینجاست، که مخاطب وقتی بداند شما هر روز، می‌نویسید و دقیقا در ساعتِ نه شب می‌نویسید او در همان زمان یا در حول و حوش آن زمان وارد می‌شود. 


باکیفیت بنویسید؛ مثلث وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای 

  • تصویر تیتر؛ اسمش را گذاشتم مثلثِ وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای، تصویرِ تیتر، تیتر و محتوا هر سه سه جزء بسیار مهم و حائز اهمیت در یک پست هستند. اهمیت تصویرِ تیتر آن قدر بالاست که عملاً خوانده شدن یا خوانده نشدنِ محتوایتان به آن بستگی دارد، در جایگاهی مساوی و شاید اندکی پایین‌تر، تیتر قرار دارد که پس از نگاهی به تصویرِ تیتر (تصویر شاخص در وردپرس) آن را می‌بیند و آخرین تلاشِ شما برای جذبِ مخاطب و در حقیقت آن «کلیک» است.


تصویرِ تیتر را حتی‌الامکان از تصاویرِ درون مطلب انتخاب نکنید و سعی کنید دارای یک اندازه مشخص و یکسان باشد. کافه تاریخ تصویرِ تیتر‌های جالبی نداشت و گاهی اصلا تصویرِ شاخص یا همان تصویرِ تیتر نداشت، و من از یک عاملِ مهم در جذبِ مخاطب، یعنی کششی که تصویرِ شما ایجاد می‌کند بی بهره بودم که این مسئله را هم از پافشاری مسعود شیبانی بر داشتنِ تصویر تیتر‌هایی جذاب، با اندازه مشخص، و متفاوت دریافتم. 


  • تیتر؛ در اهمیتِ تیتر باید مطلب‌ها نوشت که در همین لذتِ وبلاگ‌نویسی و یا پراب، و وبلاگ‌های مشابه درباره آن نوشته شده است اما ما باز فراموش می‌کنیم که وبلاگ، ویکی‌پدیا نیست! فراموش نکنید که نباید تیترهای ویکی شکل انتخاب کنید؛ تیتر باید کشش داشته باشد و با اشاره به قسمتی از محتوا که جذابیت خاصی دارد، عجیب است یا باورنکردنی، مخاطب را به کلیک وادار کند. 


به طورِ مثال، برای یکی از پست‌ها در کافه تاریخ، من تیترِ «سال‌ها درگیری» را انتخاب کردم و بعد وقتی مطلب در کوچه‌ها با ویرایشات قابل ملاحظه منتشر شد، تیتر، « جنگ ویتنام | قسمت اول: اربابان؛ چین، فرانسه، ژاپن؛» بود. می‌بینید؟ به قولِ ایرج میرزا، این کجا و آن کجا! 

  • نیم‌فاصله، علائم نگارشی و  فتحه، کسره، ضمه؛ اهمیتِ این مسئله بسیار بالاست. در حقیقت، وقتی هر روز بنویسید، باید با کیفیتی بنویسید که نیازِ مخاطب را برطرف کند. از کیفیتِ محتوایی بگذریم، از نظرِ ظاهری، شما پرستیژِ بهتری خواهید داشت اگر نیم‌فاصله را رعایت کنید. متنِ باکیفیتتان راحت‌تر خوانده می‌شود اگر از فتحه، ضمه یا کسره استفاده کنید. این را هم از مسعودِ شیبانی فراگرفتم و حقیقتا نکته ظریف اما قابل توجهی است. تاجایی که بعضی از مخاطبین دقیقا به همین موضوع، یعنی علائم نگارشی یا نیم‌فاصله، اشاره و آن را جدید خطاب می‌کنند. (در کامنت‌ها چندین بار دیدم این موضوع را) 

برای محتوا ارزش قائل شوید، برای مخاطب نیز هم؛ 


ببینید، بزرگترین ضعفِ کافه تاریخ را می‌دانید چه می‌دانم؟ ناقص بودنِ پست‌ها یا در حقیقت ارزش قائل نشدن برای مخاطب و محتوا! محتوای امروزم در کوچه‌ها همان تم و موضوع را دارد که چندی پیش در کافه تاریخ منتشر شده اما زمین تا آسمان از نظرِ اطلاعاتی که رسانده می‌شود، و تصویر و نثر و نگارش تفاوت دارند. من حساس شدم، من با تجربه شدم. 


تجربه کافه تاریخ باعث شد در کوچه‌ها، نثر و نگارش را بهتر کنم. از طرفی، مسئله مهم‌تر یعنی کیفیت مطالب را بالا ببرم. باور کنید شما باید به محتوایتان ارزش بدهید و درباره موضوعی که می‌نویسید، به طور مثال وبلاگ‌نویسی حرفه‌ای، تمام و کمال در آن پست صحبت کنید، تصاویر را دقیق و با وسواس انتخاب کنید و در متن قرار دهید. البته با رعایتِ طولِ منطقیِ یک پستِ مناسب و دوری از تکررِ گفتار!


بگذارید مثلِ باقیِ نکات، این را هم خلاصه بگویم؛ اینی که شاید از همه مهم‌تر باشد! «به کامل‌ترین، بهترین، قابل فهم‌ترین و جذاب‌ترین شکل ممکن بنویسید.» مخصوصا آن نکته اول، یعنی کامل‌ترین را در وبلاگ‌های تخصصی چون تاریخ حتما رعایت کنید؛ تا نیاز نباشد با تجربه یک وبلاگِ جدید و خرجِ کمی وسواس، به این نتیجه برسید که چقدر ناقص و کوتاه و .. چطور بگویم، بد، می‌نوشتید! 


باز هم «اعتیاد»، این بار از طریقِ مطالبِ دنباله‌دار؛ 


  • پست‌گروه بنویسید؛ اسمِ پست‌های دنباله‌دار، که خود کتابی تکه تکه هستند را یکی از مخاطبینِ کوچه‌ها، پست‌گروه گذاشت. بدونِ شک، همانطور که خودِ مسعود هم می‌داند، پست‌گروهِ «ژاپن..» علتِ اصلیِ جذبِ این تعداد مخاطبین بود، خودِ من از طریقِ همین پست‌گروه جذبِ کوچه‌ها و مخاطبِ ثابت شدم. 


پست‌گروه‌ها، این توانایی را دارند که مخاطب را «مجبور» کنند در زمانِ مشخص در وبلاگ شما حاضر باشد؛ بله مجبور! اگر شما موضوعی انتخاب کنید، که بی رودربایستی، جذابیتی عام داشته و همه‌پسند باشند، و آن را با رعایتِ مثلثِ بالا و کیفیتِ محتوایی خوب ارائه دهید، پستِ دومِ آن پست‎‌گروه، حتما خوانده می‌شود. 


اما تعادل؛ هیچ وقت تمامِ تمرکز را بروی پست‌گروه‌ها نگذارید. در حقیقت، اگر هر روز قسمتی از یک پست‌گروهِ خاصی منتشر شود، نه شما کششِ تولیدِ محتوایی با بالاترین کیفیتِ ممکن را خواهید داشت و نه مخاطبِ توانایی هضم این حجم از اطلاعات. فرض کنید بخواهید، شش کتاب با شش موضوع متفاوت را در هفته بخوانید، چه آشوبی می‌شود؟ 

پس در نتیجه، حداکثر سه پست‌گروه برای یک هفته کافی است. منظم و بی‌تاخیر در همان زمان و تایمِ مقرر پست‌گروه‌ها را منتشر کنید. معجزه می‌کند وقتی پست‌تان را بر رویِ "انتشار در آینده" بگذارید.. خیالِ خودتان و مخاطبینتان، جمعِ جمع است. 


هر چه زردتر، بهتر! 


  • وقت‌هایی باید زرد بنویسید. بله، درست شنیدید، زرد. مخاطبینِ شما، و اللخصوص آن نود درصدشان که «عام» محسوب می‌شوند، دوست دارند درباره «ده جنتلمنِ جنایتکار تاریخ» هم در کنارِ جنایاتِ جنگی متفقین بخوانند. یا آن‌ها هم پست‌گروهِ سنگینِ «ژاپن..» را ترجیح می‌دهند، هم پستِ «دروغگویانِ بزرگِ تاریخ». در نتیجهِ این صحبت، نه آن‌چنان زرد که کارتان شبیه به وبسایت‌های تفریحی شود و نه آن‌چنان سنگین بنویسید. 


پست‌های سنگینتان بهتر است نیمی از زمانِ هفته را به خود اختصاص دهند و سه-چهار پست دیگر، نیمی لیست‌وار، یا به طورِ کلی دارای جذابیت برای مخاطبینِ عام باشند و نیمِ دیگر هم، مطلبی با همان جذابیت ولی سنگین‌تر باشد. اگر بخواهم کلی‌تر بگویم، و در چند جمله اصلِ مطلب را بیان کنم، «سعی کنید هیچ‌گاه وبلاگتان را با یک نشریه تخصصی، یا فضایی برای روشنگران و روشنفکران اشتباه نگیرید؛ از هر دو جنسِ مطلب، باید، منتشر کنید و سعی کنید هم بر نیازهای فکریِ مخاطبینِ فرهیخته‌تر و با اطلاع‌تر پاسخی باشید و هم بر نیاز‌های فکریِ مخاطبینی که نه می‌خواهند و نه آن‌قدر اطلاعات دارند که بخواهندِ پستِ سنگین و پیچیده و خیلی تخصصی بخوانند.» 


یک نکته را در آخر فراموش نکنید، وبلاگ‌نویسی کنید که لذت ببرید، لذت ایجاد کنید و یاد بگیرید؛ باقی اهداف را بگذارید آن دورها، لذت که ببرید، لذت که ایجاد کنید تا دلتان به خواهد به آن اهداف هم می‌رسید؛ این ایجادِ لذت است که سخت است، و لذت دارد!  


پی‌نوشت: آنچه خواندید تجارب ارزشمند مهران قندی از نویسندگان جوان و موفق وبلاگ کوچه‌ها بود، که آن را با شما به اشتراک گذاشته بود


نظرات (2)
جمعه 14 آذر 1393 ساعت 08:09
نکات بسیارخوبی گفته شد بنده هم بعدازشرع وبلاگ نویسی تمام سعی ام رعایت همه اینها بود ولی کارخیلی سختیست ممنون از مهران و شما آقای میرزایی عزیز
امتیاز: 0 0
جمعه 14 آذر 1393 ساعت 00:08
من هم چند وقتی هست که با وبلاگ کوچه‌ها آشنا شده‌ام و واقعا یکی از بهترین هاست.
داشتم به این فکر میکردم که چرا یک انجمن وبلاگ نویسی نداریم تو ایران. نه از اون انجمن‌هایی که قالب میزارن برای دانلود یا روش نصب وردپرس رو آموزش میدن. انجمنی که بیشتر به بخش ادبیِ وبلاگ نویسی توجه کنه. به نگارش، به فنون نوشتن و جذب مخاطب. انجمنی که بعد از یکسال عضویت فعال بتونی حداقل های یک نویسنده‌ی خوب رو داشته باشی ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این فکر و ایده جالبیه...
البته در لذت وبلاگ نویسی هم من تلاش می‌کنم در این زمینه تلاش کنم اما این کافی نیست و دوستان دیگر هم باید کمک کنند
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد